موزیک و فوتبال

نوشته شده توسط غریبه ( بهرام ).

الان ساعت 10.15 دقیقه شبه . 45 دقیقه دیگه بازی اسپانیا و آلمان هست .دارم موزیک انگلیسی گوش میدم . یکی ار همکارا بهم یک دی وی دی داده ، آهنگ های خوبی توش هست. من کم موزیک انگلیسی گوش میدم ولی اینا خیلی حال میدن. !

دوست سابق..؟؟؟

دیروز  موقع برگشتن از اداره  از تاکسی پیاده شدم رفتم رو پل تا یک مسیر دیگه رو سوار تاکسی شم منتظر بودم که یهو یه پراید سفید جلوم واستاد ... بیا سوار شو پسر ... همکلاسی سابقم. اصلا ازش خوشم نمیومد. یجورائی مرموز و ج.جه بسیجی و... می زد. به هر حال سوار شدم تا یه مسیری باهاش اومدم . سعی می کردم یه جورائی سوالاتش رو بپیچونم اما بالاخره مجبور شدم تلفنم رو بهش بدم ،بدبخت شدم. از امروز صبح ساعت 7 داره هی اسمس میده. باید یجورائی بپیچونمش. الان هم زنگ زده . شاید برم یه شماره ایرانسل بگیرم . عجب غلطی کردم ها . خدایا ...

سریال

دارم زیر فشار استرس جون میدم. خدا رفتگان سازندگان این سریال های آمریکائی رو بیامرزه ! به کمک اونها میتونم چند ساعتی (چندین قسمت ) حوادث اطرافم رو فراموش کنم و استراحت کنم. اعصابم راحت میشه .

شنبه ...

نوشته شده توسط غریبه ( بهرام ).

شنبه عشق است و صفا ، عروسي بچه محل ، رفيق فابريك ، همكلاسي قديم ، همبازي دوران بچگي ، و.... يادش بخير با دوچرخه هاي زوار درفته مون كجاها كه نرفتيم ، چه روزهائي با هم گذرونديم .

دلهره

نوشته شده توسط غریبه ( بهرام ).

دلهره عجيبي دارم ! فكر ميكنم هر لحظه ممكنه اتفاق بدي بيافته يا خبر بدي بهم بدن !

آرامش ندارم . با اين اعصاب چطوري تست روانشناسي مي خوام بدم !

انگار وقت امتحانات دانشگاه شده ، اون موقع عم موقع رفتن به جلسه امتحاني همينجوري مي شدم ، فرقي نداشت خوب خونده باشم يا بد !

يه جوري بايد اين احساساتم رو تخليه كنم. كاش الان يه كيسه بوكس اينجا بود بهش مست ميزدم . !!

يادش بخير موقع دانشجوئي واسه تخليه هيجانات موقع امتحان هر جور ادائي در مي آورديم . بعضي ها تو سالن خوابگاه مثل خر عرعر هم مي كردن ، داد ميزدن .